تبليغاتX
Bring Me To Lifehttp://k.domaindlx.com/ashchal/MUsic/PedramMusicMaker.MID



 پيغام مدير

 

آرشیو

آذر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

اردیبهشت 1386

دی 1385

اردیبهشت 1385

اسفند 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384


لینک دوستان


.:: قالب های رایگان ::.

آمس تریس

چتر خیس

قلک

عروسک

باریش آکارسو (1)

مینو کیو

باریش آکارسو (2)


نظر سنجي


لوگوی وبلاگ

  Your Logo Here


آمار وبلاگ


آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



ادامه عکس های زیبای امی

 

ادامه عکس های زیبای امی

 

  

   

 



نوشته شده توسط نسترن در شنبه 24 آذر1386 و ساعت 16:34

لينک ثابت ||

عکس های جدید امی

عکس های جدید از امی و شوهر تراپیستش  همون طور که میدونین امی فرشته گروه مورد علاقه من یعنی EvanescencE  هستش

 Miscellaneous Events (2007)  Sweeney Todd Premier

 

  

 

 



نوشته شده توسط نسترن در سه شنبه 20 آذر1386 و ساعت 1:10

لينک ثابت ||

"Mekanin Cennet Olsun Baris"

 

Baris Akarsu

 

 

سلام...

از روزی که باریش ما رو تنها گذاشته 70 روز میگذره ومن هنوز مثل روز اول ناراحت هستم مطمعأ شما هم همین طورهسـتین.باریش خیلی زود ازمیان ما رفت ولی یاد و خاطرش همیشـه تو قلب های ما زنده میمونه...

ولی بعضی از افراد همون طوری که به انسان های زنده احترام قایل نیستند به مرده ها هیچ احترامی ندارند و باید از این جور انسانها شرم کرد. بعد از مرگ باریشمون خیلی از شبکه های ترکیه و سایت های اینترنتی برای باریش حرف دراوردن ولی باز نمیخوام چیزی دراین باره بگم،چون به زبون آوردن همچین حرف های  چرندی خودش عیب محسوب میشه.

"تهیه کنندگان سریال یالانجی یاریم اعلام کردند که ما به جای باریش کسی رو نمیتونیم قبول داشته باشیم که در ادامه ی سریال بازی کنه". که با این حرف خیال همه ی طرفدار های باریش رو راحت کردند. ولی بعد از مدتی (مروه سوی) بازیگر نقش مقابل باریش با  پسری که میخواست خودش رو به باریش شباهت بده مثلا مثل مدل مو یا...جلوی دوربین ها ظاهر شد که میگفت ما میخواهیم یاد باریش رو با ادامه دادن سریال زنده نگه داریم با این حرف مروه، تو ترکیه سر و صدای زیادی ایجاد شد که خود من هم به عنوان یک طرف دار باریش خیلی از این موضوع ناراحت شدم چون به نظر من و همه ی کسانی که باریش رو دوست دارن کسی نمیتونه لایق بازی کردن در سریال به جای باریش باشه...

تو خیلی از سایت های ترکیه اعتراض های شـدیدی شد و در بعضی ها کار به جایی کشید که مردم جلوی در خونه ی تهیه کنندگان سریال صف بسته واز اونها خواستند که در باره ی این موضوع توضیح بدند اونها هم از ترس هیچ کدوم از این حرف ها رو قبول نکردند.نظر مادر و پدر باریش هم اینکه مروه برای تبلیغات و معروف شدن خودش این کارها رو انجام میده. من خودم مروه رو خیلی دوست داشـتم و قصدش از این کار رو اصلا  درک نمیکنم و فکر نمیکنم برای تبلیغات از باریش استفاده کنه چون مروه و باریش دوست های خوبی بودن.

برای اطلاعات بیشتر هم میتونین از این آدرس استفاده کنین:

http://yalanciyarim.org

 

منظور من از نوشتن این مطلب این بود که بزارین باریش روحش آروم باشه و این همه پشت سرش چرت و پرت نگین چون روح زیبای باریشمون آزرده میشه...

 

" Mekanin Cennet Olsun Baris"

 



نوشته شده توسط نسترن در سه شنبه 20 شهریور1386 و ساعت 15:58

لينک ثابت ||

Gözlerin

 

Baris

 

 

Gözlerin

 

Gözlerin boşluğa dalıp gider

Sahipsiz bakışların benim olsun isterim

Sırlarım açıdan ağlar örer

Kendi kayboluşlarım sende dursun isterim

 

Ağladım senin için ilk defa

Elimde parçalanmış bir hayat var aslında

Hapsoldum söylediğim yalanlara

Çıkışlar hep kapanmış, ruhumda sokaklarda

Sırlarım açıdan ağlar örer

Kendi kayboluşlarım sende dursun isterim

 

Ağladım senin için ilk defa

Elimde parçalanmış bir hayat var aslında

Hapsoldum söylediğim yalanlara

...Çıkışlar hep kapanmış, ruhumda sokaklarda

 

این هم برای دوست خوبم نسرین جون امیدوارم خوشت بیاد،معنیش رو فکر کنم بدونین دیگه ننوشتم. 



نوشته شده توسط نسترن در یکشنبه 4 شهریور1386 و ساعت 18:51

لينک ثابت ||

دانلود آهنگ های زیبای باریش آکارسو

 

www.takrooz.com

سلام...

دوستان خوب من شما میتونین آهنگ های باریش آکارسو رو از سایت http://www.takrooz.com دانلود کنین. من خودم همه ی آهنگ هاش رو داشتم ولی خیلی دنبال آهنگ Gozlarin یعنی (چشمات) میگشتم که تونستم از این سایت دانلود کنم. حتما یه سری به این سایت بزنید...



نوشته شده توسط نسترن در شنبه 6 مرداد1386 و ساعت 15:12

لينک ثابت ||

باریش هیچ وقت فراموشت نمیکنیم...

Baris

 

سلام دوستان خوب من.

الان 3 هفته میشه که باریش از کنار ما رفته ولی من هنوز هم باورم نمیشه که باریشمون رو از دست دادیم من وقتی که داشتم مطلب قبلی رو مینوشتم اونقدر به این باور داشتم که با دعاهای ما باریش بتونه دوباره پیشمون برگرده ولی این طور نشد.من الان درست از وقتی که باریش رو از دست دادیم تا الان نتونستم یه لحظه هم فراموشش کنم و نخواهم کرد ما اون رو همیشه تو دلامون زنده نگه میداریم و براش دعا میکنیم.من از طرف خودم به همتون تسلیت میگم و از اینکه نتونستم زودتر از این وبم رو آپ بکنم ازتون معذرت میخوام و از این که دوست های خوبی مثل شما دارم که با من همدرد هستین خیلی ممنونم خدا به پدرو مادر خوب باریش و خواهر جوونش و همه دوست داران باریش صبر بده.



نوشته شده توسط نسترن در چهارشنبه 3 مرداد1386 و ساعت 23:41

لينک ثابت ||

Baris Akarsu

Baris Akarsu Baris

 

سلام.

دوستان خوب من. میخوام یه خبر ناراحت کننده بهتون بگم...

خواننده ی  راک مورد علاقه ی من ‌‌Baris Akarsu (باریش آکارسو) که یکی از پرطرف دار ترین خواننده های ترکیه هست. در سن ۲۴ سالگی با آوردن رتبه ی اول در دانشکده ی موسیقی به  عنوان چهره ای آشنا در ذهن مردم ترکیه نقش بست. و با بازی کردن در سریال Yalanci Yarim (یالانجی یاریم به معنی یار دروغ گوی من) به اوج شهرت خود رسید.متاسفانه روز جمعه (۸/تیر/۸۶) روز تولد ۲۸ سالگیش در Bodrum (یکی از شهرهای ترکیه) به اتفاق دو تا از دوستاش که داشتن میرفتن هتل برای جشن تولدش تصادف شدیدی کردن.دوستاش بلافاصله مردن ولی خودش به کما ی عمیقی رفت.تمام طرف داراش می تونم بگم همه ی مردم ترکیه از روز جمعه تا الان که چهارشنبه هستش به هر نحوی می خوان به بارش کمک کنن اکثرشون هم توی حیاط بیمارستان با دعا کردن امید به زندگیش رو دارن هر چند دکترها وضعیت بارش رو بحرانی دونسته و حیات دوباره اش رو یه معجزه میدونن.از غم همه بیشتر غم پدر و مادرش و دختری که نقش مقابلش رو توی سریال بازی می کرد قلب همه رو میلرزونه.من با تمام وجودم براش دعا میکنم که خوب بشه من به شخصه خیلی دوسش دارم و خوب شدنش رو باور دارم :( هر چند که دکترها...  

من از شما خواهش می کنم که براش دعا کنین که ایشاالله با دعاهای ما و جوونیه خودش بتونه به زنگی بر گرده.



نوشته شده توسط نسترن در چهارشنبه 13 تیر1386 و ساعت 22:43

لينک ثابت ||

The Open Door : Lithium

Lithum-EvanescencE

 

 

Lithium- don't want to lock me up inside

لیتیوم- نخواه که مرا از درون حبس کنی!

lithium- don't want to forget how it feels without

لیتیوم- نخواه که چگونگی احساسم بدون تو را فراموش کنم!

lithium- I want to stay in love with my sorrow

لیتیوم- می خواهم همراه غم و اندوهم در این عشق بمانم!

oh but God I want to let it go

آه، اما خدایا می خواهم بگذارم این برود!

come to bed, don't make me sleep alone

به بستر بیا، نگذار تنها به خواب روم!

couldn't hide the emptiness you let it show

پوچی نمی توانست مخفی بماند، تو اجازه دادی آشکار شود!

never wanted it to be so cold

هرگر نخواسته بودم که این خیلی سرد باشد!!!

just didn't drink enough to say you love me

فقط به حد کافی (شراب) ننوشیده ای تا بگویی دوستم می داری!

I can't hold on to me

نمی توانم برخود نگاه دارم!

wonder what's wrong with me

در شگفتم چه چیز همراه من نا صحیح است!

Lithium- don't want to lock me up inside

لیتیوم- نخواه که مرا از درون حبس کنی!

lithium- don't want to forget how it feels without

لیتیوم- نخواه که چگونگی احساسم بدون تو را فراموش کنم!

lithium- I want to stay in love with my sorrow

لیتیوم- می خواهم همراه غم و اندوهم در این عشق بمانم!

Don't want to let it lay me down this time

اکنون نخواه که اجازه دهی این مرا دفن کند!

drown my will to fly

غرق می شوم تا آرزویم به پرواز در آید!

here in the darkness I know myself

اینجا در درون تاریکی خودم را شناختم!

can't break free until I let it go

نمی توانم رها گردم تا زمانیکه بگذارم این برود!

let me go

بگذار بــــــــــــــــــــروم ...!

Darling, I forgive you after all

عزیزم، من پس از همه چیز تو را بخشیده ام!

anything is better than to be alone

هیچ چیز بهتر از این نیست که تنها باشی!

and in the end I guess I had to fall

و در پایان، گمان می کنم باید سقوط می کردم!

always find my place among the ashes

همیشه جایم را در میان خاکسترها می یابم!

I can't hold on to me

نمی توانم برخود نگاه دارم!

wonder what's wrong with me

در شگفتم چه چیز همراه من نا صحیح است!

Lithium- don't want to lock me up inside

لیتیوم- نخواه که مرا از درون حبس کنی!

lithium- don't want to forget how it feels without

لیتیوم- نخواه که چگونگی احساسم بدون تو را فراموش کنم!

lithium- I want to stay in love with my sorrow

لیتیوم- می خواهم همراه غم و اندوهم در این عشق بمانم!

oh but God I want to let it go

آه، اما خدایا می خواهم بگذارم این برود!

 



نوشته شده توسط نسترن در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386 و ساعت 18:52

لينک ثابت ||

( جای پا )

( جای پا )

   خوابي ديدم ...

خواب ديدم در ساحل با خدا قدم ميزدم

بر پهناي آسمان صحنه هايي

  از زندگيم برق ميزد .



نوشته شده توسط نسترن در دوشنبه 11 دی1385 و ساعت 19:5

لينک ثابت ||

> The open door <

 

Albume jadide EvanescencE be name >The open door< ro az site

www.sarzamin.org

Download konid

Kheyli bahale

Amy Lee



نوشته شده توسط نسترن در چهارشنبه 6 دی1385 و ساعت 23:36

لينک ثابت ||

کاریکلماتور

کاریکلماتور

* یکی از خوشحالی بال در میاره ، شکارچی شکارش می کنه.

* یکی حواسشو جمع می کنه ، می بره جای دیگه پهن می کنه.

* حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست.

* روی زبانم وازلین مالیدم تا زبانی چرب و نرم داشته باشم.

* به گلخانه رفتم تا یک بوته ی فراموشی بخرم.

* یک کدو تنبل خریدم و آنرا به کلاس تقویتی فرستادم.

* برای اینکه سر بسته حرف بزنم ، سرم را دستمال بستم.

* سبیل گذاشتم تا حرفها را زیر سیبیلی رد کنم.

* کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا تو کفشم کند.

* کفشم را می تکانم تا ریگی به کفشم نباشد.

* برای اینکه از انسانیت بویی برده باشم انسانها را بو می کنم.

* از مرحله پرت شدم پایم شکست.



نوشته شده توسط نسترن در جمعه 15 اردیبهشت1385 و ساعت 23:56

لينک ثابت ||

عشق

 

ye roozi eshgho divoonegi o mohabat o fozooli dashtan ghayem mooshak bazi mikardan ta nobat be divoonegi resid divanegi hamaro peyda kard ama harche gasht asari az eshgh nabood fozooli motavajeh shod ke eshgh poshte yek booteye gole sorkh ghayem shode va divoonegi ro khabar kard va divoonegi yek khare bozorg bardasht va dar booteye gole sorkh foroo kard sedaye faryade eshgh boland shod vaghti hame be soraghesh raftand didand cheshmanash koor shode ast va divoonegi ke khodash ra moghaser midoonest tasmim gereft hamishe eshgh ra hamrahi konad va az oon rooz be bad vaghti ke eshgh be soraghe kasi mire chon koore badihaye mashooghesho nemibine va divoonegi ham hamishe dar kenareshe



نوشته شده توسط نسترن در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 21:55

لينک ثابت ||

دوستان

 

در خواب بودم شبي ديدم کسي در مي زند... در را گشودم روي او ديدم که غم در مي زند. ...اي دوستان بي وفا گاهي به ما سر بزنيد غم با همه بيگانگي هر شب به ما سر مي زند...



نوشته شده توسط نسترن در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 21:53

لينک ثابت ||

 

~<  ای کاش اهمیت تو نگاه تو باشه نه چیزی که برآن مینگری   >~



نوشته شده توسط نسترن در جمعه 5 اسفند1384 و ساعت 1:55

لينک ثابت ||

دوستان میخوام تجلی عشق رو ببینید پس بخونین...


مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو, من می ترسم.

مرد جوان: نه, اینجوری خیلی بهتره.

زن جوان: خواهش میکنم, من خیلی می ترسم.

مرد جوان: خوب, اما اول باید بگی که دوستم داری.

زن جوان: دوستت دارم, حالا میشه یواش تر برونی.

مرد جوان: منو محکم بگیر.

زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.

مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری, آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد, یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.



نوشته شده توسط نسترن در جمعه 5 اسفند1384 و ساعت 0:52

لينک ثابت ||

زندگی

 

زندگی

 

چون گل سرخی است پرازبرگ و پر از عطر وپر از خار

 

یادمان باشداگر گل چیدیم

 

 عطر و خار و گل و برگ همه همسایه دیواربه دیوارهمند.



نوشته شده توسط نسترن در جمعه 5 اسفند1384 و ساعت 0:43

لينک ثابت ||

آه ، باران

 

 

 آه ، باران

 

 ريشه در اعماق اقيانوس دارد -  شايد 

 

اين گيسو پريشان كرده

 

بيد وحشي باران .

 

يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،

 

شهر سوگواران .

 

 هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش

 

ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :

 

رنگ  اين شب هاي وحشت را

 

تواند شست آيا از دل ياران ؟

 

 چشم ها و چشمه ها خشك اند .

 

روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،

 

همچنان كه نام ها در ننگ !

 

 هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .

 

آه ، باران ،

 

اي اميد جان بيداران !

 

بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم

 

ایا چیره خواهی شد؟

 

 

 



نوشته شده توسط نسترن در سه شنبه 17 آبان1384 و ساعت 0:50

لينک ثابت ||

EVANESCENCE

EvanescencE                 

EVANESCENCE

 گروه اوانسنس در اواخردهه ی نود توسط دونوجوان به نام های امی لی و بن مودی در شهر ارکانزاس پایه گذاری وشروع به فعالیت نمودآشنایی بنیان گذازان این گروه به ابتدای دوره ی نوجوانی انها بازمیگردد امی دختری 13 ساله وبن پسری 14ساله دریک اردوی جوانان باهم اشنا می شوند در یک برنامه ی تفریحی که در سالن ورزشی این اردو بر گزار شد امی لی به طور استادانه ای یکی از اهنگ های  Meatloaf  را با پیانو نواخته و بن مودی را مجذوب نوازندگی خود میکند انها در ان سال های نخستین نوجوانی هرگز باورشان نمی شد که روزی به جوان ترین فوق ستاره های دنیای  موسیقی راک  تبدیل  شوند بن و امی که از لحاظ  تفکر موسیقی  با  یکد یگر هم فکر بودند به فکر تا سیس یک گروه موسیقی می افتند به این ترتیب گروه اوانسنس شکل میگیرددرابتدای کارامی به عنوان خواننده ی اصلی وبن مودی به عنوان گیتاریست و ترانه  سرا در رستوران ها و  کافه های  کوچک  و ارزان قیمت اقدام به اجرای موسیقی میکنند پدرامی دران زمان مجری پخش موسیقی یکی از رادیو های محلی بود اهنگ های انها را به طور مداوم پخش می کرد که این کار با استقبال بی نظیر  شنوندگان این شبکه رادیویی روبروشد سبک موسیقی این  گروه جوان وکم تجربه  بسیار عجیب و غیر قابل پیش بینی بود به طوری که برخی از اهنگها دارای سبکی مشابه یDeath metal و برخی دیگر محبوب  دل سال خوردگان  سبک Oldies  بودند اولین البوم این گروه Origin نام داشت که درسال 2000 روانه ی بازارموسیقی شد گروه اوانسنس به لحاظ صدای غم الود و زیبای امی لی و اشعار عمیق و پر محتوایش به شهرت رسیده بود و همین دو عامل باعث شد که جاده ی تاریک و هزار پیچ شهرت و افتخار در زیر پاهایشان نرم و هموارشود.درنیویورک با افزوده شدن جان لی کامپ گیتاریست دوم و ویل بوید  نوازنده ی گیتار بیس و راکی گری نوازنده ی درامز سطح  کیفی  کار خود را بهبود  بخشیدند  و سر انجام در  یکی ازفوریه ی سال 2003 البوم  Fallen  به بازار موسیقی عرضه  شد  دو  اهنگ  از  این  البوم به  صورت Sound trackدر فیلمی از  بن افلک با  نام بی باک Daredevil  پخش شد اهنگ  دیگر که  گل سر سبد این البوم می باشد مرا به  زندگی  بازگردان bring me back to life نام دارد بن مودی درمورد محتوای شعری این اهنگ می گوید این اهنگ در مورد یافتن چیز و یه کسی است که احساسی را دراعماق انسان بیدار می کند شما با شنیدن این اهنگ به این حقیقت خواهید رسید که دنیایی نیز وجود دارد که از حباب امن افکار شما بسیار وسیع تر است سبک موسیقی  این گروه  ترکیبی  است از سبک های گوتیک Gothic  پاپ  راک الترناتیو راک، راک  حماسی Epic rock و راک دراماتیک که از لحاظ محتوای شعری به کاوش وسیاحت دربن مایه های تاریک و درون گرایا نه ی عشق نا امیدی و نگرانی می پردازد ان ها می گویند هدف ما این است که مردم را کاملا به این نکته اگاه کنیم که در رویا رویی با احساسات نا خوشایند سختی و رنج و احساساتی از این قبیل تنها نیستند زندگی و انسان همیشه اینگونه بوده و خواهد بود.

 

 



نوشته شده توسط نسترن در پنجشنبه 7 مهر1384 و ساعت 19:53

لينک ثابت ||

قدرت کلمات

 

قدرت کلمات 


 

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از ان ها به داخل گودال عمیقی افتادند بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدرعمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند وبا تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند اما قورباغه های دیگر دائما به ان هامی گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید.به زودی خواهید مرد بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد ودست از تلاش برداشت او پس از مدتی مرد اما قورباغه ی دیگر با حداکثر توانش برای بیرون امدن از گودال تلاش می کرد.بقیه ی قورباغه ها فریاد می زدند دست از تلاش برداراما اوبا توان بیشتری تلاش کرد و بالا خره از گودال خارج شد وقتی بیرون امد بقیه از او پرسیدند حرف های ما را نشنیدی؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.



نوشته شده توسط نسترن در جمعه 1 مهر1384 و ساعت 20:10

لينک ثابت ||

I DO NOT WANT

 

I DO NOT WANT  

 

I do not
Want to change you
You know what
Is best for you
Much better than me...
I do not
Want you to change me
I want you do
Accept me and respect me
The way I am
In this way
We can build
A strong relationship
Based on reality
Rather than a dream

نمی خواهم

نمی خواهم تو را عوض کنم

خود تو

بسیار بهتر از من میدانی

چه به صلاح توست

نمی خواهم تو نیز

مرا عوض کنی

از تو می خواهم

من را همان گونه که هستم

بپذیری و به من احترام بگذاری

این چنین

می توانیم پیوندی استوار

با ریشه در واقعیت

و نه در رویا   

         بنانهیم             

                                                                                                                      



نوشته شده توسط نسترن در پنجشنبه 31 شهریور1384 و ساعت 21:56

لينک ثابت ||

تنهاییییییی

 

در تنهايي من تلفن هيچگاه زنگ نمي زند در تنهايي من کسي به من نمي گويد : متاسفم ؛ بهتر است همه چيزرا فراموش کنيم !من طعم هيچ خيانتي راتجربه نخواهم کرد وکسي به خاطرمن اشک نخواهد ريخت من نگاه کردن به دانه هاي برف در يک بعد از ظهر زمستاني و خوردن يک ليوان چاي داغ در کنار شومينه را با تنهايي ؛‌به تنهايي تجربه نموده ام درتنهايي من کسي نيست که رفتنش مرا غصه دار کند و درتنهايي من کسي نيست که انتظار آمدنش خواب را از من بربايد تنهايي من يک مهماني بزرگ  است براي تمام خاطره ها  تنهايي من به وسعت تمام روياها جا دارد وبه اندازه تمام رنگين کمان ها رنگين است والبته گاهي هم سياه وسفيد ميشود من از دلبستگي هاي بي سرانجام ميترسم من ازدلخوشي هاي کوتاه مدت ولذت هاي فراموشي ؛ مي ترسم درتنهايي ام مدام متولد مي شوم و مدام مرگ را تجربه مي کنم درتنهايي من روزها با اشک وآه وبغض هاي فروبسته نميگذرددرتنهايي من شب ها با گريه هاي مخفيانه و سردرد -هاي کشنده صبح نمي شود. 



نوشته شده توسط نسترن در یکشنبه 27 شهریور1384 و ساعت 15:42

لينک ثابت ||

لباس زیبایی و زشتی

 

لباس زیبایی و زشتی

روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریایی به هم رسیدند و تصمیم گرفتند تا خود رابشویند لباس از تن دراورده و به شنا پرداختند پس از اندکی زشتی به ساحل  برگشت و لباس زیبایی را به تن کرد و به راهش را گرفت و رفت زیبایی اندکی بعد از دریا  بیرون امد اثری از لباس خود ندید و چون از برهنه بودن خجالت می کشید به ناچار لباس زشتی را به تن کرد و به راه افتاد از آن روز به بعد مردان و زنان  بسیاری آن دو را با هم اشتباه  گرفتند اما کسانی نیزبودن که صورت زیبایی را دیدند و با وجود لباسی که به تن داشت او راشناختند و بعضی نیز صورت

زشتی را شناخته

و با زیبایی اشتباه گرفتند.                                                              

                                                      جبران خلیل جبران



نوشته شده توسط نسترن در جمعه 25 شهریور1384 و ساعت 12:46

لينک ثابت ||

تنهای تنها

   

تنهایی بد دردیه

 

 

يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدمو گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام».

حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که نمی دونه من هنوز هم خيلي تنهام.



نوشته شده توسط نسترن در شنبه 19 شهریور1384 و ساعت 6:28

لينک ثابت ||

قانون کارما!!!

 

قانون کارما

all the little things you do
will end up coming back to you
 

هر کار کوچکی که تو انجام می دهی
در نهایت به خودت باز خواهد گشت

 



نوشته شده توسط نسترن در یکشنبه 13 شهریور1384 و ساعت 14:43

لينک ثابت ||

عشق جیوه ای

 عشق جیوه ای!!!

عشق مانند ویلون است. موزیک ان ممکن است قطع شود ولی تارها ی ان همیشه می ماند.

عشق مانند جنگ است به راحتی شروع می شود اما به سختی پایان می یابد.

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیز های قلب را می گشاید.

عاشق بودن مانند این است که نگاهی اجمالی به بهشت داشته باشیم.

عشق تازه از زمین است و عشق کهنه از بهشت.

وقتی عشق وجود داشته باشد هیچ خانه ای خیلی کوچک نیست.

عشق یعنی حمایت احترام و علاقه دو انسان به یکدیگر.

عشق ماننده جیوه در دست است اگر انگشتان خود را باز نگه داری می ماند ولی اگر دست خود را مشت کنی از میان انگشتانت فرار می کند.



نوشته شده توسط نسترن در پنجشنبه 10 شهریور1384 و ساعت 3:55

لينک ثابت ||

THE FOUR CANDLES

 

شمع چهارم

شمع ها به ارامی میسوختند. فضا به قدری ارام بود که می توانستی صحبت های ان ها را بشنوی.
 اولی گفت:من صلح هستم: با وجود این هیچ کس نمیتواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد. من معتقدم که از بین می روم.
سپس شعله اش به سر عت کم شد و از بین رفت.
دومی گفت: من ایمان هستم! با این وجود من هم ناچارا مدت زیادی روشن نمیمانم. بنابراین معلوم نیست که چه مدت روشن باشم.
وقتی صحبتش تمام شد نسیم ملایمی بر ان وزید شعله اش را خاموش کرد.
شمع سوم با ناراحتی گفت:من عشق هستم! و ان قدر قدرت ندارم که روشن بمانم.مردم مرا کنار می گذارند و اهمیت مرا درک نمی کنند.
ان ها حتی عشق ورزیدن به نزدیک ترین کسانشان را هم فراموش می کنند.
و کمی بعد او هم خاموش شد.
ناگهان...
پسری وارد اتاق شد و شمع های خاموش را دید و گفت:چرا خاموش شده اید؟ قرار بود که شما تا ابد روشن بمانید.
و با گفتن این جمله شروع کرد به گریه کردن.
سپس شمع چهارم گفت: ( نترس تا زمانی که من روشن هستم میتوانیم
شمع های دیگر را روشن کنیم من امید هستم!)
کودک با چشم های درخشان شمع امید را برداشت و شمع های دیگر را روشن کرد.
چه خوب است که شعله امید هرگز در زندگی تان خاموش نشود.
  هر یک از ما می توانیم امید ایمان صلح وعشق را حفظ و نگهداری کنیم!!!



نوشته شده توسط نسترن در چهارشنبه 9 شهریور1384 و ساعت 17:48

لينک ثابت ||

My Immortal

 

 

My Immortal


i'm so tired of being here
suppressed by all of my childish fears
and if you have to leave
i wish that you would just leave
because your presence still lingers here
and it won't leave me alone

these wounds won't seem to heal
this pain is just too real
there's just too much that time cannot erase

when you cried i'd wipe away all of your tears
when you'd scream i'd fight away all of your fears
and i've held your hand through all of these years
but you still have all of me

you used to captivate me
by your resonating light
but now i'm bound by the life you left behind
your face it haunts my once pleasant dreams
your voice it chased away all the sanity in me

these wounds won't seem to heal
this pain is just too real
there's just too much that time cannot erase

when you cried i'd wipe away all of your tears
when you'd scream i'd fight away all of your fears
and i've held your hand through all of these years
but you still have all of me

i've tried so hard to tell myself that you're gone
and though you're still with me
i've been alone all along

 

EvanescencE-Site

این متن یکی ازآهنگهای امی لی هستش به نظر من واقعا قشنگه, امیدوارم خوشتون بیاد.



نوشته شده توسط نسترن در چهارشنبه 9 شهریور1384 و ساعت 4:2

لينک ثابت ||



 

درباره وبلاگ

وبلاگ من
ايميل من
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها

مدیریت


مطالب گذشته


جستجو




خبرنامه


.:: برای دریافت کد خبرنامه اینجا کلیک کنید ::.


تالار گفتمان


.:: برای دریافت کد تابلوی گفتمان اینجا کلیک کنید ::.


طراح قالب


طرح قالب : گربه جاسوس
ویرایش قالب :
نسترن

 





http://nastaran7.blogfa.com